الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
100
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
دوم . استعمال مشتق در ذاتى كه در گذشته متصف به اين صفت بوده و الآن اين اتصاف و تلبس از او سپرى شده است . مثلا زيد ديروز مسافر بوده و الآن از سفر برگشته است . شما مىگوييد : زيد مسافر و . . . سوم . استعمال مشتق در ذاتى كه هنوز متلبس به اين صفت نشده بلكه در آيندهء نزديك داراى اين وصف خواهد شد . مثلا زيد فردا مسافرت خواهد كرد و شما الآن مىگوييد زيد مسافر و . . . از اين سه قسم ، قسم اول ، بالاجماع ، استعمالش حقيقى است عند الكل ؛ و قسم سوم هم بالاتفاق ، استعمالش مجازى است . نزاع بر سر قسم ثانى است كه آيا به قسم اول ملحق است يا به قسم ثالث ؟ اشاعره و متقدمين از علماى شيعه مىگفتند : مشتق ، در اعم از ما تلبس و ما انقضى عنه التلبس حقيقت است . يعنى از آن سه قسم استعمال ، قسم اول و دوم ، هر دو ، حقيقتاند . معتزله و متأخرين از علماى اماميه مىگويند : مشتق ، حقيقت است در خصوص ما تلبس بالمبدا فى الحال و مجاز است در ما انقضى عنه التلبس و در اين ميان ، تفصيلات ديگرى هم هست كه مهم نيست . جناب مظفر مىفرمايد : به نظر ما قول معتزله و متأخرين اماميه حق است . اما قبل از بيان استدلال بايد محل نزاع را مقدمتا تعيين كنيم و موضوع نفى و اثبات را مشخص سازيم . ابتدا براى روشن شدن محل نزاع ، مثالى مىزنند سپس در چهار امر بحث مىكنند . اما مثال ، هم محل نزاع را روشن مىكند و هم ثمرهء اين مبحث را روشن مىسازد و آن اينكه در روايات وارد شده است كه : وضو گرفتن يا غسل كردن با آبى كه مسخن بالشمس است ( يعنى در اثر تابش آفتاب گرم شده است ) مكروه است ، حال آبى داريم كه يك ساعت قبل مسخن بالشمس بوده ولى الآن تسخين زايل شده است و دوباره سرد شده و به حال اول و